جمال الدين محمد الخوانساري

627

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وبسيار كن بر آن استظهار را ، يعنى اختيار كار نيكو كن وبسيار كن بر آن احتياط وقوى پشت كردن را بتفكر وتأمّل ، تا اين كه هر چه كنى نيكو باشد ودلالت بر نيكوئى عقل وخرد تو كند . 7227 كسب العقل الاعتبار والاستظهار ، وكسب الجهل الغفلة والاغترار . كسب عقل عبرت گرفتن واحتياط است ، وكسب جهل غافلى وفريب - خوردن است . 7228 كانّ المعنىّ سواها ، وكانّ الحظّ في احراز دنياها . اين فقرهء مباركه تتمهء كلاميست ومربوط به آنست وتمام كلام در فصل حرف فا بلفظ مطلق نقل شده « 1 » ودر آنجا ترجمه وشرح شد وحاجت اعاده نيست . 7229 كفر النّعمة مزيلها ، وشكرها مستديمها . كفران نعمت زايل كنندهء آنست وشكر آن پاينده دارندهء آن . 7230 كرور الايّام أحلام ، ولذّاتها آلام ، ومواهبها فناء واسقام . گردش روزگار خوابى چند است ، ولذّتهاى آن المهاست ، وبخششهاى آن فنا وبيماريهاست . مراد به « بودن آن خوابها » اينست كه روزگار وآنچه در آن واقع مىشود بقا وثباتى ندارد وبمنزلهء خوابهاست كه ديده مىشود وواقع گمان مىشود وآخر معلوم مىشود كه مجرّد خيالي بوده واصلى نداشته . و « لذّتهاى آن المهاست » باعتبار اين كه آميخته به المهاست ودر عقب دارد آنها را . و « بخششهاى آن فنا وبيماريهاست » يعنى بيماريها كه در آنها عارض مىشود وفانى شدن در عاقبت ، وممكن است كه مراد به « فناء » فانى شدن آن بخششها باشد ومراد اين باشد كه بخششهاى آنها همه

--> ( 1 ) رجوع شود بص 429 همين جزء بحديث شمارهء رديف 6583 .